علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤

معرفى كتاب امام خمينى به سوى آزادى
حقيقت سيد صادق



اين كتاب كه توسط ((دميترى ژوكوف)) به رشته تحرير درآمده است, در تاريخ ١٦ اسفند ١٣٧٧ به عنوان مكتوبى از مجموعه ((سرى پيشوايان قرن بيستم)), طى مراسم با شكوهى با حضور سرگى بابورين, معاون دوماى روسيه, تعداد زيادى از نمايندگان پارلمان, سياستمداران, ايران شناسان, نويسندگان, شخصيتهاى علمى ـ فرهنگى برجسته روسيه, ارباب جرايد, و نمايندگان رسانه هاى گروهى رسما معرفى شد.
بابورين, به عنوان مدير جلسه, با تجليل از امام و انقلاب اسلامى گفت:
((من در سالهاى ١٩٨٠ ـ ١٩٨١ از طريق مطالعات نظام مند با اين مرد بزرگ آشنا شدم و آن را موضوع رساله خود در دانشگاه قرار دادم. مهم ترين دستاورد انقلاب ايران براى ما, پيام حضرت امام به گورباچف بود كه در آن به رهبر شوروى تذكر داده شده بود كه در فرآيند پروستاريكا, مواظب باشيد به باتلاق غرب گرفتار نشويد. اگر گورباچف به نصايح امام عمل مى كرد, اكنون روسيه دچار اين گرفتاريها نمى شد. زبان كتاب حاضر براى خواننده روسى, بسيار جالب و شيرين است.))
نويسنده, از متفكران مشهور و عضو آكادمى علوم روسيه مى باشد. نكته قابل توجه در اين كتاب, تصوير يك انديشمند روس با نگاه بيرونى, از شخصيت امام خمينى است.
اين كتاب كه به شكل زيبايى به چاپ رسيده, مشتمل بر چهار بخش است; بخش اول, با عنوان ((آسمان بر فراز ايران صاف است)), به بيوگرافى سياسى و مبارزات حضرت امام(ره) مى پردازد. اين بخش از كتاب در تيراژ ٥٠٠٠ نسخه به شكل جداگانه به چاپ رسيده است, و ترجمه آن ١٢٨ صفحه دارد.
فصل اول از بخش اول, ((مقدمه تاريخى)) نام دارد و به مسائلى همچون: پيشينه حركتهاى سياسى امام, مناسبات روسيه و ايران, ساختار نظام دينى ايران و روحانيت شيعه و تاريخ ورود اسلام به ايران مى پردازد. وى در بخشى از اين مقدمه مى نويسد:
((سياستمداران و روزنامه نگاران امريكا و اسراييل به خود زحمت نمى دادند كه نظريات و شخصيت امام را مطالعه كنند و تنها از چند واژه پيش پا افتاده; مثل: تعصب, راديكاليسم, تروريسم و بويژه ((اصول گرايى مذهبى)), استفاده مى كردند.))
فصل دوم به بيوگرافى امام اختصاص دارد. نويسنده به دقت تمام از كودكى, جوانى و پيرى امام سخن گفته و حالات معنوى امام را به وسيله سفر به ايران و مصاحبه با علما, به شكل جالبى ترسيم كرده است.
در اين فصل, وقايع زندگى امام و تاريخ انقلاب به ترتيب ذكر شده اند. نويسنده از ذكر اين جمله امام دريغ نمى كند:
((آمريكا بدتر از انگليس است, انگليس بدتر از شوروى است, و شوروى بدتر از آمريكا و انگليس است.))
به اعتقاد ژوكوف, مهمترين خطوط برجسته سخنرانيهاى امام در طول زندگى شان عبارتند از:
١ـ حمله به آمريكا و اسرائيل;
٢ـ تإكيد بر وحدت;
٣ـ مخالفت با جدايى دين از سياست.
وى قدرت نيروى مذهبى به رهبرى روحانيت را به مراتب قويتر از نيروهاى ملى گرا و كمونيستى مى داند. او درباره پيام امام به گورباچف مى گويد:
((نامه امام فيلسوفانه بود; ولى بعيد است گورباچف كه تحصيلات سطحى داشت, آن را فهميده باشد. گورباچف بازيچه دست شخصيتهاى كمونيستى ـ سرمايه دارى بود و نتوانست صداى شكستن استخوان كمونيسم را بشنود. امام به او تذكر دادند كه در غرب هم حقيقتى نخواهيد يافت. جوابيه گورباچف عوام فريبانه و ضعيف بود. او به دروغ مدعى شد كه مردم ما از راهى كه در اكتبر ١٩١٧ انتخاب كردند, عدول نخواهند نمود. ))
فصل سوم, ((پايان داستان)) نام گرفته, و به تلحيل مواضع امام و رحلت ايشان مى پردازد. او مى گويد:
((انديشه هاى امام خمينى بر خلاف همه موانع, به سراسر جهان گسترش خواهند يافت. ))
بخشهاى دوم تا چهارم كتاب به ترتيب عبارتند از:
ـ برخى از سخنرانيهاى امام;
ـ وصيت نامه سياسى ـ الهى رهبر كبير انقلاب;
ـ پيام تاريخى امام به گورباچف.
در مجموع مى توان گفت; مهمترين نقطه مثبت اين كتاب, ديدگاه متفكرى از ديار كمونيسم (كه تا چندى پيش دين را افيون ملتها تلقى مى كردند) راجع به شخصيت معنوى و سياسى امام(ره) مى باشد. مهمترين نقطه ضعف كتاب, كم رنگ بودن تحليها و نظريه پردازيهاى آن, و پر رنگ بودن صبغه تاريخى و گزارشى بودن آن است.
لازم به ذكر است كه ترجمه فارسى اين كتاب از طرف سفارت جمهورى اسلامى ايران در مسكو, در اختيار معاونت آموزش و پژوهش وزارت امور خارجه قرار گرفته است, و اميد آن مى رود كه در آينده اى نه چندان دور در ايران اسلامى به زينت طبع آراسته شود.
١ـ معرفى اين كتاب بر اساس مداركى كه سفارت جمهورى اسلامى ايران در اختيار نگارنده قرار داده, صورت پذيرفته است. در اينجا لازم مى دانم از اين بابت از سفير محترم ايران در روسيه تشكر نمايم.